چهارشنبه, 23 ارديبهشت 808 19:16

چگونه از بن بست های ذهنی رها شویم ؟

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

 

 

چگونه از بن بست های ذهنی رها شویم ؟
در ابتدا باید بدانیم که بن بست ذهنی چی هست ؟
یکی از واضح‌ترین نمودهای بن‌بست خلاقیت، این است که دیگر نمی‌توانید حواستان را روی یک موضوع
مشخص متمرکز نگه‌دارید. به نظر می‌آید همه‌چیز مهم‌تر از مسئله‌ای است که در حال حاضر روی آن کار می‌کنید
و ذهن انسان در یک مرحله از موضوع قفل شده .
زمانی که با بن‌ بست‌ ذهنی مواجهیم و ایده‌ی جدید برای حل مسائل نداریم، می‌توانیم آگاهانه به ذهنمان کمک کنیم و شرایط را از دریچه‌ی جدیدی ببینیم.
اگر نمی‌توانید ذهنتان را متمرکز کنید و فکرتان از هر ایده‌ی جدیدی خالی است یا حتی حس می‌کنید به بن‌بست خلاقیت رسیده‌اید، تمرین هایی که در ادامه مطلب هست می تواند به شما کمک کند تا
این موضوع رو به خوبی پشت سر بگذارید .

 

1 . اگر توانایی تمرکز کردن ندارید به یک فعالیت که شما را خوشحال میکند مشغول شوید :


پرداختن به فعالیت فیزیکی و یا غیرفیزکی که منجر به تولید احساس شادی کند می تواند در رهایی از بن بست ذهنی کمک کند


2 . از احساسات به عنوان یک مزیت استفاده کنیم :


اگر مشغول کاری هستیم برای چند ساعت آن کار را کنار بگذاریم و مثلا به تماشای یک فیلم و یا اینکه قدم زدن در یک پارک و هوای آزاد بپردازیم ، با یک دوست قدیمی تماس بگیریم و در هر صورت به
کار دیگری که ما را از آن حال و احوال غم و اندوه دور کند و برای لحظاتی شاد شاد باشیم و کلا ناامیدی را فراموش کنیم .


3 . اگر دائما خودتان را سرزنش می کنید اهداف کوچک با مدت زمان کم برای خودتان طراحی کنید :


در اکثر مواقع افراد وقتی با بن بست های ذهنی روبرو می شوند شروع به سرزنش کردن خود می کنند . خود شان را دائم مورد انتقاد قرار می دهند و هر چه از ذهن شان می گذرد به خودشان
برچسب می زنند و جملاتی از قبیل : اصلا کار تو نیست ! عملکرد خوبی نداشتی و . . . . .
انتقاد کردن موضوعی ست که همه ما با آن روبرو هستیم اما گاهی اوقات صدای این انتقادات چنان بلند است که مانع پیشرفت ما میشود .
کاری که در اینجا توصیه میشه این است که به برنامه و هدف خودمان متعهد باشیم و برنامه هایی که برای رسیدن به هدف داشتیم را هرگز متوقف نکنیم .


4. زمانهای مشخصی را برای خودمان در نظر بگیریم و به آنها پایند باشیم :


اگر درگیر پروژه ای هستیم که تقریبا طولانی مدت است آن را به بخش های کوچکتر با مدت زمان کمتر تبدیل کنیم


زمانهایی را باید درنظر بگیریم و این توانایی را داشته باشیم که از دید فرد دیگری به مسئله نگاه کنیم .


5 . خسته‌اید؟ از تکنیک دکتر سوس استفاده کنید


گرچه بیشتر اوقات بن‌بست ذهنی را زمانی تجربه می‌کنیم که هیچ ایده‌ی جدیدی به فکرمان نمی‌رسد، اما گاهی هم مشکلمان این است که فکرهای زیادی داریم.
تئودور سوس گایزل، پیش از نوشتن کتاب معروف «تخم‌مرغ‌های سبز و گوشت» که دو میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفت، با ناشر خود بنت سرف روی یک داستان شرط‌بندی کرد. سرف معتقد بود که گایزل نمی‌تواند تنها با استفاده از ۵۰ واژه‌ی مختلف، یک داستان سرگرم‌کننده‌ی کودکانه بنویسد. اما او موفق شد و شرط را برد.
سؤال این است که چرا محدودیت باعث شد سوس به انسان خلاق‌تری تبدیل شود؟
او مجبور بود از راه‌حل‌های جدیدی استفاده کند. اگر شما عکاسی هستید که دوربینتان، از امکانات تنظیم نور برخوردار نیست، برای اینکه عکس‌های خوبی بگیرید باید به راه‌های جدید فکر کنید.

 

تنوع انتخاب او را از مقصد اصلی منحرف نمی‌کرد. هنگامی‌که گزینه‌های محدودی پیش روی شما است، دیگر قربانی «فلج انتخاب» نمی‌شوید و می‌توانید روی تکمیل کارتان متمرکز شوید.
او ناگزیر بود کاربردی‌تر فکر کند. هنگامی‌که بوم نقاشی یا ابزارهای شما تغییر می‌کنند، مجبورید دوباره فکر کنید که حالا، عملاً چه‌کاری از دستتان ساخته است. بنابراین پرسش ذهنی شما از «چه‌کار کنم؟» به سؤال دیگری تبدیل می‌شود: «با چیزهایی که در اختیار دارم چه‌کاری می‌توانم انجام دهم؟»


6 . خودتان را از گزینه‌ها و ابزارهای متفرقه خلاص کنید


یک مهلت زمانی دقیق مشخص کنید و ابزارهای متعددی را که در اطرافتان هستند، کنار بگذارید. برای مثال به‌جای تایپ کردن روی کاغذ بنویسید، یا طرحتان را روی کاغذ رسم کنید. راه دیگر هم این است که برای خودتان یک محدودیت ذهنی تعیین کنید. مثلاً اگر در حال نوشتن یک رمان هستید، فصل بعد را از دیدگاه یکی دیگر از شخصیت‌های داستان بنویسید.

 


7 . ایده‌ی جدیدی به ذهنتان نمی‌رسد؟ از یک کاتالیزور فکری استفاده کنید


گاهی اوقات هرچه تلاش می‌کنید، ایده‌ی جدیدی به ذهنتان نمی‌رسد. گزینه‌های مختلف را امتحان می‌کنید، راه‌های متفاوت را طی می‌کنید؛ اما بازهم به‌جایی نمی‌رسید.

متأسفانه در این شرایط، تلاش بیشتر به دستاوردهای کمتر منجر می‌شود.

بخش مهمی از خلاقیت، وابسته به «تفکر واگرا» است: یعنی متصل کردن ایده‌هایی که ظاهراً ارتباطی به یکدیگر ندارند
هنگامی‌که ایده‌های مناسب کنار هم قرار می‌گیرند، همان لحظه‌ای است که شما به کشف یک موضوع نائل می‌شوید.
ممکن است به نظر برسد که پروسه‌ی خلاقیت تحت کنترل شما نیست، اما این‌طور نیست. کافی است که راهی برای برقراری این اتصالات و ارتباطات بیابید

 

8 . پروژه‌ی خود را از یک زاویه‌ی دیگر بررسی کنید


با استفاده از سبک تفکر افقی یا عرضی، دیدگاه‌های سنتی‌تان را در مورد پروژه‌ای که در دست دارید، کنار بگذارید. مثلاً فهرستی از مواردی که در این پروژه غیرممکن هستند تهیه کنید و بعد ثابت کنید که آن‌ها نادرست هستند. یا یک واژه‌ی تصادفی از فرهنگ لغت انتخاب کنید و از آن به‌عنوان لنزی که شما را به راه‌ حل مسئله نزدیک می‌کند، استفاده کنید.

خواندن 10 دفعه آخرین ویرایش در شنبه, 10 خرداد 1399 17:14
محتوای بیشتر در این بخش: « 7 راه کاهش استرس و اضطراب در محل کار!

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.